www.payam.nu

زدن شلاق بر تن چهار نفر از فعالان کارگری، زدن شلاق بر پيکر طبقه کارگر ايران بود.

 

ما چند روز پيش شاهد زدن شلاق  بر تن چهار نفر از فعالان کارگری بوديم که به اتهام شرکت در اول ماه مه سال ۱۳۸۷ سنندج دستگير شده بودند. شلاق زدن برتن فعالان کارگری، برای ما کارگران، دوستان و آنانی که به شکلی خود را با طبقه کارگر تداعی می کنند، ناخوشايند بود. در محکوميت به اين شلاق زدنها، ده‌ها  مقاله و اعتراض‌نامه از طرف کارگران و دوستان طبقه کارگر در سايت های انترنتی انتشار يافت و قسمتی از رسانه های کارگری در سطح ايران و جهان آن را به اطلاع  عموم مردم رساندند.

هر چند بعضی از رسانه های که خود را طرفدار طبقه محروم جامعه کردستان  می دانند و به شکلی خود را قيم مردم کرد می‌دانند، در اين مورد سکوت اختيار کردند و حتی در اين مورد خبر رسانی هم نکردند. مسئولان اين رسانه ها برای اينکه وجود طبقه کارگر را در کردستان انکار کنند، هيچ وقت مسائل کارگری را مثل آنچه که هست بيان نمی کنند. چون آنان وجود طبقه کارگر را در کردستان انکار می کنند. انکار می کنند که کارگری وجود داشته باشد، انکار می کنند که کارگری محکوم به شلاق و زندان شده باشد و انکار می کنند که کارگری به اتهام اول ماه مه در زندان باشد.

اگر اين عاليجنابان برای يک لحظه از مدار فرقه خود و اميد بستن به قدرتهای بيگانه دور شوند و چشم خود را بر واقعيت های جامعه کردستان نبندند، متوجه خواهند شد که بردن فعالان و رهبران جنبش کارگری ايران به پای ميز محاکمه، نشانه ترس سيستم سرمايه‌داری از اعتراضات و مبارزات جنبش طبقه کارگر و پويايی و پيشروی اين جنبش در کردستان و ايران است. اگر امروز کارگری به اتهام اول ماه مه، اگر امروز کارگری به اتهام تشکيل تشکلهای خود ساخته، اگر امروز کارگری به اتهام مطالبه کار، اگر امروز کارگری به اتهام به گروگان گيری کارفرما، اگر امروز کارگری به اتهام جمع کردن کمک مالی به هم طبقه های زندانيش، اگر امروز کارگری به اتهام جمع کردن کمک مالی برای کارگران اعتصابی، اگر امروز کارگری به اتهام دفاع از زندانيان سياسی، اگر امروز کارگری به اتهام مطالبه حقوق معوقه، اگر امروز کارگری به اتهام سرزدن به خانواده زندانيان سياسی، اگر امروز کارگری به اتهام تجمع، اگر امروز کارگری به اتهام شرکت در مراسم  روز زن، اگر امروز کارگری به اتهام تشکيل مجمع عمومی، اگر امروز کارگری به اتهام استقبال از کارگران آزاده شده از زندان، اگر امروز کارگری به اتهام درخواست آزادی برای هم طبقه های خود، به دادگاه احضار و حکم تعليق می گيرد و هر روز اين کارگران به ارگان های دولتی احضار و به آنان اخطار می کنند و يا آنان را برای محاکمه به دادگاه می فرستند، اينها همه و همه سندهای مستندی بر گستردگی و عمق اين رزمندگی هستند، که هيچ انسان با شرافتی نمی تواند از آن چشم پوشی کند. محاکمه کارگران در اين چند ماه، مهر تائيد بر بودن طبقه کارگر در کردستان است.

امروز نظام سرمايه داری در شرايطی قرار دارد که از سايه خود هم می ترسد . اگر ما در سالهای قبل می گفتيم شبحی در حال گذر است و آن شبح جنبش برابری طلبی است، امروز اين شبح به يک واقعيت تبديل شده و محافظان  سرمايه آن را لمس می‌کنند. اين شبح امروز در جلو درب مرکزی که تا به امروز ده‌ها نفر را به جرم سازمان دادن و شرکت در مراسم اول ماه مه به زندانها فرستاده، ظهور می کند و کل مناسبات سرمايه را مورد هدف قرار داده و می رود تا به حافظان سرمايه  ثابت کند که نه اعدام، نه زندان، نه تعليق و نه شلاق نمی تواند کارگران را از ادامه راه باز دارد. اگر نظام سرمايه داری خيال می کند با فرستادن فعالان و رهبران جنبش کارگری، جنبش کارگری ايران را مرعوب می کند، اگر با بردن جمعی از کارگران به زندان و محکوم کردن جمعی از فعالان کارگری به زندان تعليقی می توانند کارگران را از سخن گفتن باز دارند، خيال باطل کرده است.
ما به سرمايه داران و حاميانشان قول می دهيم که ساير کارگران همچنان سخن خواهند گفت. با حکم تعليق و خانه نشين کردن فعالان کارگری جنبش طبقه کارگر، جنبشی که دارای صدها و هزارها فعال کارگری است، از پا نخواهد نشست و می رود تا کل سيستم سرمايه را با حملات خود در هم بشکند.
سرمايه داران وحاميانشان تنها زمانی می توانند با خيال آسوده بخوابند که همگی ما کارگران را يک شبه زنده به گور کنند. اما ما به آنان پيشنهاد می کنيم که دست به اين کار نزنند، چون اگر ما را زنده بگور کنند،  ديگر کسی نيست برايتان سود اضافه توليد کنند.
حاميان سرمايه  سخت در هراسند و می خواهند ما کارگران را با اتهامات کذب و بدور از هرگونه واقعيت محاکمه و محکوم کنند. به اين ترتيب حاميان سرمايه، اقرار به قدرت ما  طبقه کارگر و اکثريت جامعه می کنند. حاميان سرمايه يک بار ديگر برای پايمال کردن محصول مبارزات حق طلبانه ما کارگران، به دستگيری فعالان کارگری پرداخته اند.
آری جرم ما فعالان کارگری حمايت از کارگران و مردم محروم جامعه است، اگر اين جرم است، پس ما همه مجرم هستيم و خودمان را برای هر عواقبی آماده کرده ايم. بيايد ما را دستگير کنيد تا مبارزاتمان را از داخل زندانها شروع کنيم که مملو است از قربانيان نظام نابرابر .
اين نوشته تقديم به کارگران زندانی و کارگرانی که بر تن آنان شلاق حاميان سرمايه فرود آمده است.

محمود صالحی

مارس ۲۰۰۹