www.payam.nu

 

درسهائی که از سالروز 22 بهمن امسال باید گرفت

 

مراسم سالگرد 22 بهمن امسال در مقایسه با همه 30 سال گذشته حال و هوای دیگری داشت. در این روز قدرت مردم  را نه فقط در تجمع هائی که فرصت ابراز وجود می یافتند و در شعارهائی که بر علیه رژیم فریاد زده می شد دیدیم، بلکه مهمتر از آن در سیمای وحشتزده رژیمی دیده میشد که حاکمیتش جز به زور سرنیزه حتی یک روز هم دوام نخواهد داشت. مردم معترض با همه مشکلات و سختی هائی که در راه بود، کار خود را کردند و به راهی که در مسیر بر پائی قیامی دیگر در پیش گرفته اند ادامه دادند. قیامی که نه فقط جمهوری اسلامی را سرنگون کند، بلکه سرآغاز دوره ای نوین در زندگی مردم این جامعه باشد.

رژیم ادعا می کند که در این روز 50 ميلیون نفر را به طرفداری از خود به خیابانها آورده است. اگر این ادعا درست است و 50 ميلیون نفر به خیابانها آمده اند و همه این 50 میلیون نفر هم طرفدار جمهوری اسلامی بودند، پس این همه تهدید و ارعاب که از یک ماه قبل مراسم این روز را هدف گرفته بود، این  حضور پر شمار نیروهای بسیج و سپاه، این همه  صرف هزینه های کلان و غیره برای چه بود؟ رژیمی که ادعا می کند از چنان پایگاه عظیم مردمی ای برخوردار است که در چنین روزی در پاسخ به فراخوانهایش جز کودکان خرد سال و پیران کهن سال کسی در خانه نمی نماند و همه برای نشان دادن حمایت از حکومتشان به خیابانها سرازیر میشوند، چرا از ابراز نارضایتی شمار کمی از مردم این چنین وحشتزده است و از خشم کف بر لب می آورد؟  برای رژیمی که دروغ گفتن برای او یک سنت و یک باور است، چنین ادعاهائی طبیعی است و مردم ایران با آن آشنا هستند. واقعیت  اما به گونه دیگری بود.

رژیم از یک ماه پیش تمام اولویت دستگاههای اداری و مالی و سرکوب  خود را بر جلوگیری از حضور قدرتمند مردم معترض در خیابانها قرار داده بود. موج گسترده بازداشتها، صدور احکام اعدام و تهدیدات پی در پی، برگزاری دادگاههای فرمایشی و صدور احکام سنگین، شوهای اعتراف گیری تلویزیونی، محدود کردن راههای ارتباط تلفنی و اينترنتی و سرانجام بسیج بیشترین نیرو از افراد مسلح خود در سراسر ایران و متمرکز کردن آنها در تهران و چند شهری که در ماههای اخیر کانونهای اعتراض بوده اند و قرق کردن خیابانها و میادین شهرها از شب پیش و بستن راههای تجمع مردم معترض، همه این تمهیدات در روزهای اخیر در مقایسه با آنچه که در ماههای گذشته در همین زمینه ها به آن دست زده بود، بسیار فشرده تر و گسترده تر بودند.

رهبران اصلاح طلب حکومتی هم که دریافته اند دیگر دست آورد حضور مردم در خیابانها به جیب آنهاد نمی رود، در روزهای قبل از 22 بهمن به کمک رژیم آمدند و با شیوه های خاص خود در صدد محدود کردن دامنه اعتراض مردم در این روز بر آمدند. آنها مکررا از مردم می خواستند که در این روز هیچ شعاری ندهند و با سکوت در راهپیمائی شرکت کنند. آنها از خواسته های اولیه خود که در روزهای پس از کودتای انتخاباتی عنوان میکردند عقب نشستند، دولت را برسمیت شناختند و با خامنه ای از نو بیعت کردند و از سپاه پاسداران دلجوئی نمودند. همه این اقدامات برای آن بود که علیرغم دعوت ظاهری از مردم به شرکت در راهپیمائی، عملا از شور و شوق شرکت در اعتراضات بکاهند و  در این روز هواداران خود را به زیر پرچم جناح حاکم بکشانند و آنها را در صف تظاهرات دولتی ادغام کنند.  در چنین فضائی و در چنین شرایطی است که اهمیت حضور مردم در خیابانها و اهمیت شعارهائی که بر علیه بنیادهای رژیم اسلامی سر داده می شد آشکار میگردد.

اما تجربه 22 بهمن امسال مانند همه حرکات مشابهی که در ماههای اخیر بر علیه رژیم صورت گرفته است، نشان داد که جنبش آزادیخواهانه مردم  برای بزانو در آوردن رژیم بایستی به عرصه های جدیدی قدم بگذارد.

این درست است که هر روز که می گذرد نقش اصلاح طلبان حکومتی که با پرچم اصلاح رژیم اسلامی و دفاع از سنتها و  از میراث خمینی در این مبارزه شرکت دارند، کمرنگ تر میشود، اما حاشیه ای شدن نقش آنها باید به معنی شکل گیری یک رهبری رادیکال و انقلابی باشد و این رهبری شکل نخواهد گرفت، اگر توده کارگران، کارگران پیشرو و کمونیستهائی که  فی الحال عملا در این مبارزات شرکت دارند، مهر حضور و شرکت خود را بر شعارها و بر سیاست و روشهای مبارزاتی آن نکوبند. رویاروئی ها و جنگ و گریزهای خیابانی  در شرایط فعلی نمیتواند تنها شکل ابراز وجود یک مبارزه قدرتمند باشد. جنبشهای اجتماعی پیشروی که  بسیار پیش از 22 خرداد گذشته، با رهبران توانائی که در کوره مبارزات سیاسی، طبقاتی  و اجتماعی سالهای اخیر آبدیده شده اند، نبایستی خواستها و مطالبات تاکنونی خود را در متن مبارزات جاری کمرنگ کنند. اگر قرار است که حضور کارگران در مبارزات جاری ضد رژیمی از آحاد پراکنده به تشکل و سازمان گذر کند، در این صورت نبایستی تلاش برای برپا ساختن تشکلهای کارگری فرعی شود. زنان پیشرو و سوسیالیست که طی سالهای اخیر نیروی محرکه و الهام بخش جنبش رهائی زن بوده اند، نبایستی در تب و تاب مبارزات جاری بر علیه رژیم اولویتهای تاکنونی خود را رها کنند. دانشجویان سوسیالیست در دانشگاههای ایران که هم اکنون از نیروهای موثر و پر تعداد شرکت کننده در مبارزات آزادیخواهانه جاری هستند، بایستی مسیر خود را در رادیکال تر کردن فضای سیاسی دانشگاهها و تبدیل کردن آنها به کانون فعالیتهای آگاهگرانه کمونیستی، همانگونه که در دهه های گذشته بود، دنبال کنند. دانشگاهها میتوانند نقش موثری در زدودن سموم آرا، سیاست و روشهای ملی_ مذهبی ها و ناسیونالیستها و لیبرالهای رنگارنگ از کل فضای جامعه ایفا کنند. چنین نقشی نبایستی در متن مبارزات جاری به فراموشی سپرده شود. تلاشهائی که برای ضمیمه کردن مبارزات حق طلبانه مردم کردستان به اصلاح طلبي حکومتی صورت می گیرد و هدف آن خالی کردن محتوای رادیکال و انقلابی در کردستان و زمینه چینی برای معاملات آتی است، بایستی خنثی شوند.

با انجام این وظایف است که جنبش آزادیخواهانه جاری با جنبشهای اجتماعی پیشرو پیوند خواهد خورد و رژیم اسلامی را به یک نبرد فرسایشی خواهد کشاند. نبردی که در آن نیروی مبارزه مردم پایان ناپذیر و نیروی دشمن محدود و روبزوال است.  نبردی که از هر سنگر جدیدی که فتح خواهد کرد برای پیشروی بعدی و فتح سنگر دیگری نیرو خواهد گرفت. حرکات مبارزه جویانه و جسورانه ای را که در روز 22 بهمن امسال صورت گرفت، بدون شک بایستی بعنوان یک پیروزی برای جنبش آزادیخواهانه مردم ایران ثبت کرد، اما تداوم این پیروزی تنها با شناختن کمبودهای آن و با فراتر رفتن از آن ممکن خواهد بود.

 

 گفتار روز تلويزيون كومه له

 

24 بهمن ماه 1388

13 فوریه 2010

 

سايت حزب کمونیست ایران  http://www.cpiran.org

سايت کومه له http://www.komalah.org/Persian/Farsi.htm

سايت پيام http://www.payam.nu